فاطمه جان احمدى
159
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
بنياد علمى جامع قاهره را پىريخت و برنامه آموزشى آن را تدوين نمود . تلاوت ، قرائت و حفظ قرآن و نيز تدريس انواع علوم چون فقه ، حديث ، تفسير و نحو در اين دانشگاه رواج داشت . مجالس وعظ و خطابه و حلقههاى علمى پرشمار و مجالس انس در طول ايام سال نيز برقرار بود . « 1 » توجه خلفاى فاطمى و اختصاص موقوفات بسيار از سوى نيكوكاران به اين مسجد ، وضعيت اقتصادى خوبى براى آنجا رقم زد . از همينرو ، الأزهر به عنوان دانشگاهى بزرگ همه وظيفه علمى خود را به درستى انجام مىداد و استادان برجسته با مليتهاى مختلف نيز در آن به تدريس مشغول بودند . گفتنى است سه تن از ايرانيان برجسته چون حميدالدين كرمانى ، مؤيد فى الدين شيرازى و ابويعقوب سجستانى در توسعه و بهبود كيفى اين جامع نيز كوشيدند . با سيطره ايوبيان بر مصر و بعدها تركان عثمانى وقفهاى در تاريخ مستمر الأزهر ايجاد شد . « 2 » سلطان سليم اول عثمانى بسيارى از كتابهاى نفيس و آثار گرانبها را از اين دانشگاه به عثمانى منتقل كرد و شمارى از دانشمندان الأزهر را ضمن واداشتن به ترك بلد ، مجبور نمودند در قسطنطنيه رحل اقامت افكنند . « 3 » اين اقدام هولناك ضربهاى جبرانناپذير به الأزهر وارد كرد ؛ بدينسان كه فعاليت آن در رشتههاى فقه و لغت محدود شد و علوم رياضى ، پزشكى ، فلسفه و ديگر علوم عقلى از برنامههاى علمى آنها حذف گرديد و بدينرو ركودى جدّى بر كل دانشگاه سايه افكند . اما اين ركود هرگز به تعطيلى آن نيانجاميد و پيوسته اين دانشگاه در عرصهء علم نقشآفرين بود . تلاشهاى سياسى و علمى الأزهر در عصر اشغال مصر توسط فرانسويان و اخراج اشغالگران از مصر مؤيد اين مدعاست . ساليان متمادى شخصيتهاى علمى الأزهر مجدّانه به فعاليت علمى خود ادامه دادند ، تا اينكه با حضور دو شخصيت ممتاز تاريخ مصر ، يعنى سيدجمالالدين اسدآبادى و شاگرد وفادارش شيخ محمد عبده بار ديگر جامع الأزهر محلى براى حضور اصلاحگران و متفكران نسل جديد شد ؛ امرى كه بيدارى جامعه مصر در ساير سرزمينهاى اسلامى را نيز در پى داشت . هرچند به ظاهر تلاشهاى هدفمند اين دو مجاهد عالىرتبه با دسيسههاى داخلى و خارجى نافرجام ماند ، اما همچنان فارغالتحصيلان و دانشآموختگان اين دانشگاه در عرصههاى مختلف علمى حضورى چشمگير داشتند .
--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر از وضعيت علمى الأزهر بنگريد به : مقريزى ، المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط و الآثار ، ج 4 ، ص 58 - 51 . ( 2 ) . سيوطى ، حسن المحاضرة فى اخبار مصر و القاهرة ، ج 2 ، ص 221 و 222 . ( 3 ) . عبدالرحيم غنيمه ، تاريخ دانشگاههاى بزرگ اسلامى ، ترجمه نورالله كسايى ، ص 79 .